سفر آخر تابستان
قرار بود بریم شهرکرد منطقه هوره لحظه آخر عوض شد رفتیم لرستان
چهار ماشین چهار خانواده.... منطقه شیرخوارگاه .. سوئیت مدیر عامل .....
ما، علی اینا، پدر خانم و عمو خانم
بیشه، کاکا رضا
پارکینگ عمومی، کباب ، هوا گرم، وجود بچه ها و آفتاب تیز و گرما خیلی مهم بود یویی، انوش و شهزادی، رودخانه بازی، اولین سفر با ماشین جدید تجربه بدی نبود.... دو روز آخر بروجرد باید میرفتیم که به خاطر انوشی کنسل شد برگشتیم اهواز....
+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 22:49 توسط علي باران
|
دل من دیر زمانی ست که می پندارد دوستی نیز گلی است مثل نیلوفر ویاس