سفر آخر تابستان

قرار بود بریم شهرکرد منطقه هوره لحظه آخر عوض شد رفتیم لرستان

چهار ماشین چهار خانواده.... منطقه شیرخوارگاه .. سوئیت مدیر عامل .....

ما، علی اینا، پدر خانم و عمو خانم

بیشه، کاکا رضا

پارکینگ عمومی، کباب ، هوا گرم، وجود بچه ها و آفتاب تیز و گرما خیلی مهم بود یویی، انوش و شهزادی، رودخانه بازی، اولین سفر با ماشین جدید تجربه بدی نبود.... دو روز آخر بروجرد باید می‌رفتیم که به خاطر انوشی کنسل شد برگشتیم اهواز....

ادامه بیابان

خیلی وقت بود نشد چیزی بنویسم.... کارها خیلی زیاد هر چه بیشتر یادمیگیرم بیشتر به پیچیدگی پی مبرم.... از اتفاقات این چند وقته اول رئیس نمونه کشوری شدم در بخش خودم... دوم چند سفر کاری خوب رفتیم دوتاش تهران بود یکی هم حرم اقا امام رضا ع .... مجدد بحث تهران رفتن پیش آمد مجدد کنسل کردم.... ماشین جدید امد دنگ و فنگ زیاد داشت چالش هم زیاد داشتیم برای ازاد آمدنش..‌. اولین علائم تغییرات بدنی رو حس کردم مشکل فشار بالا و متخصص های زیاد همه گفتن ناشی از استرس و فشار کاری هستم یکم بیخیال..... عمو خسرو 😞.... باران هر روز بیشتر میفهمه و زندگی منه یوتاب هم که نمک زندگی شده من و جانان هم انگار هر روز وابسته تر .... علی ایحال حسب مطالب معنونه یا با توجه موضوع مارالذکر 😅😅😅 احتمالا به زودی سفری جالب برام پیش بیاد که به وقتش مینویسم.... به هرحال پخته تر شدم دلتنگی ها بیشتر و..... امشب هم الان پیش امین امدم و اربعینه..... چیز جدید دیگه به ذهنم نمیاد یا نمیشه گفت.....

ادامه بیابان

خیلی وقت بود نشد چیزی بنویسم.... کارها خیلی زیاد هر چه بیشتر یادمیگیرم بیشتر به پیچیدگی پی مبرم.... از اتفاقات این چند وقته اول رئیس نمونه کشوری شدم در بخش خودم... دوم چند سفر کاری خوب رفتیم دوتاش تهران بود یکی هم حرم اقا امام رضا ع .... مجدد بحث تهران رفتن پیش آمد مجدد کنسل کردم.... ماشین جدید امد دنگ و فنگ زیاد داشت چالش هم زیاد داشتیم برای ازاد آمدنش..‌. اولین علائم تغییرات بدنی رو حس کردم مشکل فشار بالا و متخصص های زیاد همه گفتن ناشی از استرس و فشار کاری هستم یکم بیخیال..... عمو خسرو 😞.... باران هر روز بیشتر میفهمه و زندگی منه یوتاب هم که نمک زندگی شده من و جانان هم انگار هر روز وابسته تر .... علی ایحال حسب مطالب معنونه یا با توجه موضوع مارالذکر 😅😅😅 احتمالا به زودی سفری جالب برام پیش بیاد که به وقتش مینویسم.... به هرحال پخته تر شدم دلتنگی ها بیشتر و..... امشب هم الان پیش امین امدم و اربعینه..... چیز جدید دیگه به ذهنم نمیاد یا نمیشه گفت.....